تفاوت بین بخشهای اقتصادی کواترنر و دوقلوی چیست؟


پاسخ 1:

بخش های اقتصادی به بخش های ابتدایی ، فرعی ، ثانویه تقسیم می شوند و بخش سوم نیز به بخش های کواترنر و دوقلویه تقسیم می شود.

فعالیتهای ترشی

فعالیت های سه گانه شامل تولید و مبادله است. تولید شامل "ارائه" خدماتی است که "مصرف" می شوند. مبادله شامل امکانات تجاری ، حمل و نقل و ارتباطی است که برای غلبه بر فواصل استفاده می شود.

مشاغل ترشی = مشاغل دارای حقوق.

فعالیت های چهارگانه

فعالیت های چهارگانه فعالیت های صنفی تخصصی در "بخش دانش" است که نیاز به طبقه بندی جداگانه دارد. تقاضا و مصرف خدمات مبتنی بر اطلاعات از مدیران صندوق های سرمایه گذاری گرفته تا مشاوران مالیاتی ، توسعه دهندگان نرم افزار و آمارشناسان به شدت افزایش یافته است. این دسته از خدمات شامل پرسنلی است که در ساختمانهای اداری ، کلاسهای ابتدایی و دانشگاهی ، بیمارستانها و اقدامات پزشکی ، تئاترها ، شرکتهای حسابداری و کارگزاری مشغول به کار هستند. مانند برخی از کارکردهای سوم ، فعالیتهای چهارگانه نیز می توانند برون سپاری شوند. آنها به منابع ، متاثر از محیط زیست یا لزوماً در بازار متصل نیستند.

فعالیت های شبانه روزی

فعالیت های دودویی خدماتی است که بر ایجاد ، سازماندهی مجدد و تفسیر ایده های جدید و موجود متمرکز است. تفسیر داده ها و همچنین استفاده و ارزیابی فن آوری های جدید. آنها غالباً به حرفه های "یقه طلایی" گفته می شوند و نماینده زیربخش دیگری از بخش سوم هستند که بیانگر مهارت های ویژه و پردرآمد مدیران ، مقامات دولتی ، دانشگاهیان ، مشاوران مالی و حقوقی و غیره است. اهمیت آنها برای ساختار اقتصادهای پیشرفته بسیار زیاد است. بالاترین سطح تصمیم گیرندگان یا سیاست گذاران فعالیت های شبانه روزی را انجام می دهند.

حرفه ای = حرفه های یقه طلا.


پاسخ 2:

بخشهای تجاری "Quaternary" و "Quinar" تعریف کاملاً پذیرفته شده ای ندارند ، بنابراین ممکن است پاسخ ها بر اساس نظرات متفاوت باشند. در اینجا نظر من از "نظریه پنج بخش" است ، که فکر می کنم خیلی خوب بیانگر عقیده افرادی است که فکر می کنند بخش های چهارم و quater مربوط می باشند.

نظریه سه بخش فرض می کند که هر نوع فعالیت اقتصادی را می توان به یکی از سه بخش اقتصادی تقسیم کرد: استخراج مواد اولیه (بخش اولیه) ، تولید (بخش ثانویه) و خدمات (بخش سوم). مطابق این نظریه ، هر کشوری در طی سه مرحله می گذرد: با توسعه اقتصاد ، اکثر تولید ناخالص داخلی آن در ابتدا از استخراج مواد اولیه تشکیل شده است ، که تنها بخش کمی از فعالیت اقتصادی آن متمرکز بر تولید و بخش تقریباً غیر وجود بر خدمات متمرکز است. با رشد این کشورها ، تولید به مهمترین عنصر اقتصاد آنها تبدیل می شود و سرانجام با بلوغ ، تقریباً تمامیت تولید ناخالص داخلی آنها از خدمات تشکیل می شود. امروز ، بیشتر تولید ناخالص داخلی کشورهای صنعتی از خدمات ناشی می شود (79.7٪ برای ایالات متحده در سال 2014 با میانگین جهانی 63.6٪).

این فقط یک مشاهده تجربی نیست. این نیز از نظر تئوری معقول است: از آنجا که هر بخش بر آنچه بخش قبلی ایجاد کرده است می پردازد ، مهم است که بخش های اول به خوبی توسعه یافته باشند تا بخش دوم بتواند رشد کند. با افزایش رقابت (عملکرد مثبت زمان) در قدیمی ترین صنایع ، افراد به بازارهایی رانده می شوند که رقابت شدیدتر باشد. درنهایت ، رقابت چنان تقویت می شود که حاشیه ها به حداقل کاهش می یابد و در بخش های اول اقتصادی به سختی تفاوت وجود دارد.

اما به تدریج این امر در مورد بخش سوم نیز صدق می کند: بیشتر خدمات امروزه "تولید انبوه" می شوند و قیمت به یک معیار فزاینده برای انتخاب بین دو سرویس تبدیل می شود ، زیرا کیفیت آن یکنواخت است. سرانجام ، تمام تولید ناخالص داخلی می تواند با بخش سوم مرتبط باشد ، که نیاز به یافتن معیارهای جدید برای تقسیم آن و درک فرآیندهای تولید آن دارد. یک پیشنهاد مشترک و روزافزون تقسیم بخش سوم با ایجاد "یک بخش چهارگانه" به نام بخش اطلاعات ، بخش سوم را به دو دسته مختلف تقسیم می کند.

اگر در مورد آن فکر کنید ، منطقی است. در "بخش سوم" بیشتر ارزش امروز توسط "خدمات اطلاع رسانی" ایجاد می شود. البته این شامل کلیه شرکتهای فناوری اطلاعات مانند گوگل و موتور جستجوگر آن بلکه مشاوران ، اساتید ، تحلیل گران و ... نیز می شود که برای ارائه اطلاعات به سایر شرکت ها و افراد و کمک به آنها در تصمیم گیری صحیح پرداخت می شود. اما این کاملا جدید است! چندی پیش ، بخش خدمات تقریباً کاملاً از صنایع مانند هتل ، رستوران ، آرایشگاه ، مراقبت های بهداشتی و سرگرمی تشکیل شده بود. درست همانطور که شاهد انتقال از تولید به "خدمات مراقبت شخصی" بودیم ، می توانستیم شاهد انتقال یکسان به خدمات اطلاعاتی باشیم. در آینده نه چندان دور ، ما می توانستیم اقتصادی داشته باشیم که کمتر از 1٪ از جمعیت فعال در دو بخش اول کار کنند (زیرا همه چیز به طور کامل خودکار می شود) ، شاید 19٪ از جمعیت در بخش سوم (زیرا اینگونه است) زمان بیشتری را صرف کنید تا عادت نکنید که توسط افراد دیگر سرویس ندهید. 80٪ باقی مانده از جمعیت مشاور ، تحلیلگر و توسعه دهنده نرم افزار اطلاعات خواهند بود (چیز دیگری که در آینده بسیار احتمال دارد این باشد که جمعیت فعال درصد بسیار کمی از کل جمعیت خواهد بود ، اما این موضوع پست بعدی خواهد بود.

این پیشرفت تدریجی است ، همانطور که در دو گذار اول اتفاق افتاد. در ابتدا ، فقط در کشورهای ثروتمند بخش بالایی از جمعیت در بخش چهار جانبه مشغول به کار خواهند بود و در کشورهای فقیرتر اکثر مردم در بخش سوم کار می کنند (برخلاف مدل فعلی که قرار است کشورهای ثروتمند زندگی کنند) متمرکز شده است. در بخش سوم و کشورهای کمتر توسعه یافته در دو مورد اول).

و بعد از آن چه می شود؟ بخش Quinary: تصمیم گیری. برخلاف مشاورانی که توصیه هایی می کنند ، جمعیت در بخش های ثانویه اقدامات قطعی را انجام می دهد. امروزه عمدتاً از مدیرعامل و مدیران ارشد دولت تشکیل شده است. با این حال ، اگر این فناوری به گونه ای طراحی شده است که حتی جستجو در اطلاعات را بصورت خودکار انجام دهد ، فقط افرادی که می توانند بین چندین تصمیم پیشنهادی ماشین و اطلاعات روشن انتخاب کنند ، می توانند ارزش افزوده ای کسب کنند.


پاسخ 3:

بخشهای تجاری "Quaternary" و "Quinar" تعریف کاملاً پذیرفته شده ای ندارند ، بنابراین ممکن است پاسخ ها بر اساس نظرات متفاوت باشند. در اینجا نظر من از "نظریه پنج بخش" است ، که فکر می کنم خیلی خوب بیانگر عقیده افرادی است که فکر می کنند بخش های چهارم و quater مربوط می باشند.

نظریه سه بخش فرض می کند که هر نوع فعالیت اقتصادی را می توان به یکی از سه بخش اقتصادی تقسیم کرد: استخراج مواد اولیه (بخش اولیه) ، تولید (بخش ثانویه) و خدمات (بخش سوم). مطابق این نظریه ، هر کشوری در طی سه مرحله می گذرد: با توسعه اقتصاد ، اکثر تولید ناخالص داخلی آن در ابتدا از استخراج مواد اولیه تشکیل شده است ، که تنها بخش کمی از فعالیت اقتصادی آن متمرکز بر تولید و بخش تقریباً غیر وجود بر خدمات متمرکز است. با رشد این کشورها ، تولید به مهمترین عنصر اقتصاد آنها تبدیل می شود و سرانجام با بلوغ ، تقریباً تمامیت تولید ناخالص داخلی آنها از خدمات تشکیل می شود. امروز ، بیشتر تولید ناخالص داخلی کشورهای صنعتی از خدمات ناشی می شود (79.7٪ برای ایالات متحده در سال 2014 با میانگین جهانی 63.6٪).

این فقط یک مشاهده تجربی نیست. این نیز از نظر تئوری معقول است: از آنجا که هر بخش بر آنچه بخش قبلی ایجاد کرده است می پردازد ، مهم است که بخش های اول به خوبی توسعه یافته باشند تا بخش دوم بتواند رشد کند. با افزایش رقابت (عملکرد مثبت زمان) در قدیمی ترین صنایع ، افراد به بازارهایی رانده می شوند که رقابت شدیدتر باشد. درنهایت ، رقابت چنان تقویت می شود که حاشیه ها به حداقل کاهش می یابد و در بخش های اول اقتصادی به سختی تفاوت وجود دارد.

اما به تدریج این امر در مورد بخش سوم نیز صدق می کند: بیشتر خدمات امروزه "تولید انبوه" می شوند و قیمت به یک معیار فزاینده برای انتخاب بین دو سرویس تبدیل می شود ، زیرا کیفیت آن یکنواخت است. سرانجام ، تمام تولید ناخالص داخلی می تواند با بخش سوم مرتبط باشد ، که نیاز به یافتن معیارهای جدید برای تقسیم آن و درک فرآیندهای تولید آن دارد. یک پیشنهاد مشترک و روزافزون تقسیم بخش سوم با ایجاد "یک بخش چهارگانه" به نام بخش اطلاعات ، بخش سوم را به دو دسته مختلف تقسیم می کند.

اگر در مورد آن فکر کنید ، منطقی است. در "بخش سوم" بیشتر ارزش امروز توسط "خدمات اطلاع رسانی" ایجاد می شود. البته این شامل کلیه شرکتهای فناوری اطلاعات مانند گوگل و موتور جستجوگر آن بلکه مشاوران ، اساتید ، تحلیل گران و ... نیز می شود که برای ارائه اطلاعات به سایر شرکت ها و افراد و کمک به آنها در تصمیم گیری صحیح پرداخت می شود. اما این کاملا جدید است! چندی پیش ، بخش خدمات تقریباً کاملاً از صنایع مانند هتل ، رستوران ، آرایشگاه ، مراقبت های بهداشتی و سرگرمی تشکیل شده بود. درست همانطور که شاهد انتقال از تولید به "خدمات مراقبت شخصی" بودیم ، می توانستیم شاهد انتقال یکسان به خدمات اطلاعاتی باشیم. در آینده نه چندان دور ، ما می توانستیم اقتصادی داشته باشیم که کمتر از 1٪ از جمعیت فعال در دو بخش اول کار کنند (زیرا همه چیز به طور کامل خودکار می شود) ، شاید 19٪ از جمعیت در بخش سوم (زیرا اینگونه است) زمان بیشتری را صرف کنید تا عادت نکنید که توسط افراد دیگر سرویس ندهید. 80٪ باقی مانده از جمعیت مشاور ، تحلیلگر و توسعه دهنده نرم افزار اطلاعات خواهند بود (چیز دیگری که در آینده بسیار احتمال دارد این باشد که جمعیت فعال درصد بسیار کمی از کل جمعیت خواهد بود ، اما این موضوع پست بعدی خواهد بود.

این پیشرفت تدریجی است ، همانطور که در دو گذار اول اتفاق افتاد. در ابتدا ، فقط در کشورهای ثروتمند بخش بالایی از جمعیت در بخش چهار جانبه مشغول به کار خواهند بود و در کشورهای فقیرتر اکثر مردم در بخش سوم کار می کنند (برخلاف مدل فعلی که قرار است کشورهای ثروتمند زندگی کنند) متمرکز شده است. در بخش سوم و کشورهای کمتر توسعه یافته در دو مورد اول).

و بعد از آن چه می شود؟ بخش Quinary: تصمیم گیری. برخلاف مشاورانی که توصیه هایی می کنند ، جمعیت در بخش های ثانویه اقدامات قطعی را انجام می دهد. امروزه عمدتاً از مدیرعامل و مدیران ارشد دولت تشکیل شده است. با این حال ، اگر این فناوری به گونه ای طراحی شده است که حتی جستجو در اطلاعات را بصورت خودکار انجام دهد ، فقط افرادی که می توانند بین چندین تصمیم پیشنهادی ماشین و اطلاعات روشن انتخاب کنند ، می توانند ارزش افزوده ای کسب کنند.


پاسخ 4:

بخشهای تجاری "Quaternary" و "Quinar" تعریف کاملاً پذیرفته شده ای ندارند ، بنابراین ممکن است پاسخ ها بر اساس نظرات متفاوت باشند. در اینجا نظر من از "نظریه پنج بخش" است ، که فکر می کنم خیلی خوب بیانگر عقیده افرادی است که فکر می کنند بخش های چهارم و quater مربوط می باشند.

نظریه سه بخش فرض می کند که هر نوع فعالیت اقتصادی را می توان به یکی از سه بخش اقتصادی تقسیم کرد: استخراج مواد اولیه (بخش اولیه) ، تولید (بخش ثانویه) و خدمات (بخش سوم). مطابق این نظریه ، هر کشوری در طی سه مرحله می گذرد: با توسعه اقتصاد ، اکثر تولید ناخالص داخلی آن در ابتدا از استخراج مواد اولیه تشکیل شده است ، که تنها بخش کمی از فعالیت اقتصادی آن متمرکز بر تولید و بخش تقریباً غیر وجود بر خدمات متمرکز است. با رشد این کشورها ، تولید به مهمترین عنصر اقتصاد آنها تبدیل می شود و سرانجام با بلوغ ، تقریباً تمامیت تولید ناخالص داخلی آنها از خدمات تشکیل می شود. امروز ، بیشتر تولید ناخالص داخلی کشورهای صنعتی از خدمات ناشی می شود (79.7٪ برای ایالات متحده در سال 2014 با میانگین جهانی 63.6٪).

این فقط یک مشاهده تجربی نیست. این نیز از نظر تئوری معقول است: از آنجا که هر بخش بر آنچه بخش قبلی ایجاد کرده است می پردازد ، مهم است که بخش های اول به خوبی توسعه یافته باشند تا بخش دوم بتواند رشد کند. با افزایش رقابت (عملکرد مثبت زمان) در قدیمی ترین صنایع ، افراد به بازارهایی رانده می شوند که رقابت شدیدتر باشد. درنهایت ، رقابت چنان تقویت می شود که حاشیه ها به حداقل کاهش می یابد و در بخش های اول اقتصادی به سختی تفاوت وجود دارد.

اما به تدریج این امر در مورد بخش سوم نیز صدق می کند: بیشتر خدمات امروزه "تولید انبوه" می شوند و قیمت به یک معیار فزاینده برای انتخاب بین دو سرویس تبدیل می شود ، زیرا کیفیت آن یکنواخت است. سرانجام ، تمام تولید ناخالص داخلی می تواند با بخش سوم مرتبط باشد ، که نیاز به یافتن معیارهای جدید برای تقسیم آن و درک فرآیندهای تولید آن دارد. یک پیشنهاد مشترک و روزافزون تقسیم بخش سوم با ایجاد "یک بخش چهارگانه" به نام بخش اطلاعات ، بخش سوم را به دو دسته مختلف تقسیم می کند.

اگر در مورد آن فکر کنید ، منطقی است. در "بخش سوم" بیشتر ارزش امروز توسط "خدمات اطلاع رسانی" ایجاد می شود. البته این شامل کلیه شرکتهای فناوری اطلاعات مانند گوگل و موتور جستجوگر آن بلکه مشاوران ، اساتید ، تحلیل گران و ... نیز می شود که برای ارائه اطلاعات به سایر شرکت ها و افراد و کمک به آنها در تصمیم گیری صحیح پرداخت می شود. اما این کاملا جدید است! چندی پیش ، بخش خدمات تقریباً کاملاً از صنایع مانند هتل ، رستوران ، آرایشگاه ، مراقبت های بهداشتی و سرگرمی تشکیل شده بود. درست همانطور که شاهد انتقال از تولید به "خدمات مراقبت شخصی" بودیم ، می توانستیم شاهد انتقال یکسان به خدمات اطلاعاتی باشیم. در آینده نه چندان دور ، ما می توانستیم اقتصادی داشته باشیم که کمتر از 1٪ از جمعیت فعال در دو بخش اول کار کنند (زیرا همه چیز به طور کامل خودکار می شود) ، شاید 19٪ از جمعیت در بخش سوم (زیرا اینگونه است) زمان بیشتری را صرف کنید تا عادت نکنید که توسط افراد دیگر سرویس ندهید. 80٪ باقی مانده از جمعیت مشاور ، تحلیلگر و توسعه دهنده نرم افزار اطلاعات خواهند بود (چیز دیگری که در آینده بسیار احتمال دارد این باشد که جمعیت فعال درصد بسیار کمی از کل جمعیت خواهد بود ، اما این موضوع پست بعدی خواهد بود.

این پیشرفت تدریجی است ، همانطور که در دو گذار اول اتفاق افتاد. در ابتدا ، فقط در کشورهای ثروتمند بخش بالایی از جمعیت در بخش چهار جانبه مشغول به کار خواهند بود و در کشورهای فقیرتر اکثر مردم در بخش سوم کار می کنند (برخلاف مدل فعلی که قرار است کشورهای ثروتمند زندگی کنند) متمرکز شده است. در بخش سوم و کشورهای کمتر توسعه یافته در دو مورد اول).

و بعد از آن چه می شود؟ بخش Quinary: تصمیم گیری. برخلاف مشاورانی که توصیه هایی می کنند ، جمعیت در بخش های ثانویه اقدامات قطعی را انجام می دهد. امروزه عمدتاً از مدیرعامل و مدیران ارشد دولت تشکیل شده است. با این حال ، اگر این فناوری به گونه ای طراحی شده است که حتی جستجو در اطلاعات را بصورت خودکار انجام دهد ، فقط افرادی که می توانند بین چندین تصمیم پیشنهادی ماشین و اطلاعات روشن انتخاب کنند ، می توانند ارزش افزوده ای کسب کنند.